خانه از پای بست ویران است
خواجه در بند نقش ایوان است....
+ نوشته شده در یکشنبه 29 آبان1390ساعت 23:37  توسط سیما
|
خواجه در بند نقش ایوان است....
بهار
به من آموخت که
"بی تویی"
رنجی است که
بهار هم
با همه ی بی همتاییش
از آن کم نمی کند....
پنجره چشمای تو کاشکی به چشمام وا بشه
این بغض چندساله ی من از تو گلوم
رهابشه...
من که فراموش کردنت،چرا و اما داشت برام
بابای بارونت میشم...
بیا و گم کن گریه هام....
از یه بغض قدیمی
ببین کجا رسیدم
میون این جمعیت هرگز تو رو ندیدم...
چه باشی چه نباشی...
ازعاشقی می خونم
تا اخرین عمرم
یه مشکی پوش می مونم..............
باران مي باريد..
كودكي گفت:
خدايا گريه نكن،درست ميشه...!!
حتما
زمین می خوره...